حق پذیری فطری است.

خرید بک لینک

جمعه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۲، ۱۱:۲۷ ب.ظ

همه بنیان گذاران پادشاهی و یا درهم کوبندگان آن یک ویژگی بزرگ دارند...

ابتدای شروعشان پر از شکست بود.

شکست ..

پشت شکست..

با ناامیدی بیگانه بودند..در مقاطعی از زمان همه چیزشان را از دست می دادند از تمام دارایی شان یک ثروت باقی می ماند..

ثروت امیدواری به پیروزی.

حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1402 ساعت: 17:09

شنبه, ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۰۵:۵۲ ب.ظکم حرفی همیشه در عرف و ادبیات و ذایقه ما ایرانی ها فضیلت عقلانی است. وتا حدودی هم درست است...اما زمانی که تمایل به حرف زدن را از انسان می گیرد نمیشه بهش گفت فضیلت است بلکه تبدیل به رذیلت اخلاقی هم می شود...در فیلم به من دروغ بگو اهمیت زبان بدن از کلمات بیشتر است..اما منظورم اینه که وقتی نیاز است باید حرف بزنیم نباید فیلتر من به دیگران توضیحی بدهکار نیستم دست و پای آدم را ببندد و زبان آدم را لال کند..با لکنت و شرم هم شده خرفمان را بزنیم. چیزی را که لازم است بگوییم حتما بگوییم... حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1402 ساعت: 17:09

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۴۰۲، ۱۱:۲۱ ق.ظ حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1402 ساعت: 17:09

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۴۰۲، ۱۰:۵۳ ب.ظنیاز نیست که خیلی با خودت درگیر بشی. همین که دلت خواست به نداش گوش بده.دل اشتباه نمیگه. ما خیلی وقت ها به اشتباه حرف های اشتباه را درست می پنداریم. یکجا به من بگید که دلتون کاری را خواست و تهش اشتباه بود..شاید استثنایی داشته باشد ولی به مراتب کمتر از موقعی بوده که عقلتان حرف یا کاری را درست دونسته و جلوتر که رفتی افتضاح بوده است.......به خودم قول دادم کمتر بنویسیم و کمتر حرف بزنم در عوض بیشتر فکر کنم و بیشتر گوش بدم و بیشتر بخندم ... حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 23:15

چهارشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۲، ۰۴:۴۱ ب.ظخیلی از ماآب از سرمان گذشته است. دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم .طوری بهم ریختیم که عمرا اگر بشود مرهمی برای دردهایمان پیدا شود.زیر بار مشکلات زندگی له شدیم که صدای شکستن استخوان را پرندگان آسمان هم شنیده اند. ناله و زجه های بی کسی مارا کسی نشنید که نشنید. از سیل اشک های ما رودخونه به پا شد.فریاد زدیم فریاد رسی نرسید. دادکشیدیم کسی به دادما نرسید. نعره کشیدیم کسی با گوشه چشمی به ما نگاهی نکرد.قصه پر غصه ما اسطوره غم انگیز ادبیات شد...چه شبها که از شدت غم خواب به چشم ما نیامد .. و چه شبها که مشکلات زندگی کابوس خواب هایمان هم شده بود ..و چه روزها که با دلی غمبار روزمان را شروع می کردیم. چون سختی ها سرنوشت محتوم زندگی ما بود.چه روزها و شب هایی که آرزو می کردیم کاش آنچه می بینیم کابوس وحشتناکی باشد در خواب... اما. دریغ و درد که واقعیت زندگی ما بود و چاره ای نداشتیم جز اینکه تحملش بکنیم.چه وقتها که دلمان به حال به کسی مان می سوخت و می گداخت..چه زمانهایی که که از شدت غم  نفس تنگی گرفتیم و فشار ما افتاد.چه موقع هایی که می دانستیم بد آوردیم و خیلی هم بد آوردیم الکی بقیه را دلخوشی می دادیم و ته دل ما از غم داد می کشید.به یاد بغض کردن ها و اشک ریختن ها و دوری ها می افتم...به یاد غروب های بی کسی و شبهای تنهایی و ظهر های کسل و بی رمق که نای نفس کشیدن نداشتند.به یاد لحظهای های حساس و استرس باری که داشتیم  می افتم که گذشت.به یاد زخم زبان ها و تحقیر شدن ها و کلمات زهر آمیز دیگران می افتم..و به یاد خیلی چیزهایی که دیگر نیستند .به یاد کسانی که در کنار ما نیستند......به یاد خوشی های تمام شده و لحظه های شاد باهم بودن.به یاد حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 23:15

پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۲، ۱۱:۳۴ ق.ظچه راه های وجود دارد که زندگی ما بهتر شود؟ شخصیت ما بهتر شود و رفتار و عملکرد قشنگ تر و زیباتری داشته باشیم. من به جرئت می توانم ادعا کنم که تا حدودی توانسته ام راه های بهتر زیستن را پیدا کنم. گرچه ادعا را دوست ندارم. اولین گام صبوری است. چیزی که کمتر به آن عادت داریم.به خودمان به جهان آفرینش و به زندگی مهلت بدهیم تا همه چیز به روال بیفتد. هرچیزی به تناسب خودش صبوری می خواهد هر چند هدف بزرگتر باشد زمان بیشتری از ما می طلبد...من خودم از موقعی که فهمیده ام گذشت زمان لازم است و هیچ راه میان بری هم در کار نیست کارهایم بهتر و پخته از آب در می آیند.یاد بگیریم از خدا کمک بخواهیم و تیپ شخصیتی مان را بیابیم و خواسته ها و نیاز ها و .. خود را پیدا کنیم...فکر می کنم منظورم را حد اقل 50 در صد به انتقال داده ام و همین هم برای بهبودی فردی معرکه است.. حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 23:15

هر سال که اول محرم می شود و عزاداری و سینه زنی و تیغه زنی و...شروع می شود همیشه برای من این سوال تداعی می شود که چرا واقعا برای امام حسین عزاداری می شود. شهدا که جایشان بهشت الهی ست و در ناز و نعمت به سر می برند نیازی نیست که ما در این دنیا برای شان لباس سیاه بپوشیم و به سر و صورت بزنیم و داد و بی داد و گریه و نوحه کنیم.به نظر من بیشتر می خورد که برای یزید و ابن زیاد و قاتلین امام حسین گریه و ماتم و لباس سیاه باشد که واقعا آخرتشان را ویران کردند ...خود امام حسین به ما نمی خندد که اینا را ببین برای من گریه می کنند من که حالم خیلی خوبه .. حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1402 ساعت: 12:57

تجربه به من آموخته است که موفق شدن از طریق دو تا راه به دست می آید :  سر و صدا کردن و تحرک داشتن و راه دوم از طریق عمیق شدن؛ عمیق فکر کردن و عمیق کار کردن...

اما من از هردو راه نتیجه دیده ام .

ولی اینکه کدام یک راه بهتری است؟   من خودم هم نمی دانم .

اگر کسی می داند که کدام راه بهتر است. کامنت بذارد .

حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1402 ساعت: 12:57

در ادامه عنوان باید به گویم که گاهی دل انسان هوس می کند که کار خوبی انجام دهد و این هوس هوس خوبی است. پس نتیجه می گیریم که هر هوسی هوس بد نیست و بزه نیست.و چه هوسی بهتر از نوشتن ..خیلی از صاحبنظران معتقد اند که انسان معتاد موفق می شود !  بله تعجب نکنید انسان معتادی که به کارش اعتیاد دارد موفق می شود..و این نتیجه خوشایند همان هوس مبارکی است که من در موردش بحث می کنم.فکر می کنم مطلب را به شما رسوندم پس نیازی به پرگویی ( ببخشید پر نویسی نیست.) حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1402 ساعت: 12:57

سوال این است که چه کاری باید انجام بدهیم تا مردم به حرف ما خوب گوش بدهند حالا لازم نیست که شیفته ما بشوند یا یک دل نه صد دل عاشق ما شوند بلکه همین گوش دادن صرف هم کفایت می کند.جواب این سوال هم از خود سوال آسان تر است . فقط کافی است که حرف خوبی برای گفتن داشته باشیم. وقتی ما حرف خوبی نداریم که به مردم بگوییم چرا انتظار داریم غرق در حرف ما شوند.منظور من این نیست که گدای توجه دیگران باشیم اصلا مهم نیست که دیگران به ما اهمیت می دهند یا نه. اما خیلی مهم است که خودمان به خود مان اهمیت بدهیم اگر خودمان به خودمان اهمیت بدهیم اهمیت دادن یا ندادن دیگران برای ما مهم نمی شود.می دانم حرفم شبیه. دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست شد .. حق پذیری فطری است....

ما را در سایت حق پذیری فطری است. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 19:50

صفحه بندی